|
فانوس خیال
|
با سلام خسته نباشید من بعد از یک سال امدم دباره اپ کردم
ولی اینبار میخوام به همه شما عزیزان کمک کرده باشم
اگه گوشی موبایلتون خراب شد مشکلش کامل برام ایمل بدین تا جواب بگیرین
یا اگر برنامه خواستین بگین براتون اپلود کنماینجا
دلم ميخواد اين جا باشي تا تو چشات نگاه كنم كبوتراي عشقمو ار تو چشات هوا كنم
دلم ميخواد اين جا باشي خزون من بهار بشه ستاره ها نور بپاشن من بشينم نگات كنم
دلم ميخواد پر بكشم به پشت بوم خونتون برم رو طاق اسمون اسم تورو صدا كنم
دلم ميخواد پر بگيرم بيام كنارت بمونم با گريه هات زار بزنم با خنده هات صفا كنم
اينجا كسي درد منو از تو چشام نميخونه به كي بگم كجا برم سفره ي دلو وا كنم..

بايد تو رو پيدا کنم
شايد هنوزم دير نيست
تو ساده دل کندي ولي ...
تقدير بي تقصير نيست
با اينکه بي تاب مني
بـازم منـو خط مي زني
بـايـد تـو رو پيـــدا کنـم
تو با خودت هم دشمني
کي با يه جمله مثل من
مي تونه آرومــت کنه؟!
اون لحظــه هاي آخــر از
رفتـن پشيمــونت کنـه؟!
دلگيرم از اين شهر سرد
اين کوچه هاي بي عبور
وقتي به من فکر مي کني
حـس مي کنـم از راه دور
آخر يه شب اين گريه ها
سـوي چشــامـو مي بره
عطــرت داره از پيـرهنـي
که جـا گـذاشتـي مي پـره
بـايـد تـو رو پيــدا کنــم
هــر روز تنهـــاتـر نشــي
راضــي به با مـن بودنـت
حتـي از اين کمتــر نشـي
پيـدات کنـم حتـي اگه
پــروازمـــو پـرپـــر کنــي
محکــم بگيــرم دستتـو
احســاسمــو بـاور کنـي
دله من باز بیقراری میکنی 
چرا هی گریه زاری میکنی
دله من اون مگه هیچ یاد تو کرد
که داری باز تو یاد اون میکنی
چرا عشق عاشقی بر در بسته میخوره
غم و غصه رو چرا قلب شکسته میخوره
دیگه ای دل واسه اخرین دفه بهت میگم
عشقو از یاد ببرش بسته دیگه غصه غم
دله من تو هیچ خبر نداری بخوای از عاشقی سر در بیاری
هیچ کی از عاشقی سر در نیاورد هرکی رفت پی عاشقی کم اورد
توی دستای زمین مهربونی رفته از یاد
ادما به هم غریبه بی وفای زده فریاد
ولی قلب مهربون میدونم ادم نمیشی
بازم عاشق میشیو بازم عاشقش میشی

نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي. به
جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت. به
پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر. به عاشقي
گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و
سخت گريست



میگن دستای پاک تو مهمون دستای دیگست
میگن نگات پیشه من اما دلت جای دیگست
میگن دروغ بوده که توتا اخرش ماله منی
چشمای رنگ عسلت دنباله چشمای دیگست
اخه مگه فرشتها رسمه شکستن بلدن ادم میتونه بدباشه مگه فرشتها بدن
اخه مگه فرشتها رسمه شکستن بلدن ادم میتونه بدباشه مگه فرشتها بدن
باشب مهتاب شنیدم امروز خلوت میکنی
میگن تو خواب رویاهات خورشید دعوت میکنی
چرا دستای عاشقت رنگ تابستون نمیشه
وقتی که نیستم اون چشات خونه بارون نمیشه
میون راهت نکنه قلبتو دادی به کسی
اون کیه که بجای من شبا براش دل باپسی
تو اهل اسمونای اون اسمونای بلند
فرشته ارزوهام به گریه های من نخند
اخه مگه فرشتها رسمه شکستن بلدن ادم میتونه بدباشه مگه فرشتها بدن
اخه مگه فرشتها رسمه شکستن بلدن ادم میتونه بدباشه مگه فرشتها بدن
اخه مگه فرشتها رسمه شکستن بلدن ادم میتونه بدباشه مگه فرشتها بدن
اخه مگه فرشتها رسمه شکستن بلدن ادم میتونه بدباشه مگه فرشتها بدن
اخه مگه فرشتها رسمه شکستن بلدن ادم میتونه بدباشه مگه فرشتها بدن

رو به قبله ام نکنید من هنوز منتظرم
که بیاد از در ببینم روی ماه اون گلم
دوتا یادگاریاشو اره واسم بیارین
یکیشو روسینم یکیشو رولبم بزارین
ای خدا
همون دله نزار بی کس بمیرم
ای خدا
صبری بکن عشقمو بازم ببینم
مگه تو نگفتی عاشقا برات عزیز ترن
پس بگو فرشته مرگم نیاد درو برم
دردت به جونم کجای
نامهربونم کجای
شاید که منتظر نشستی روزی سر مزار بیای
حالا که من نیمه جونم
مهتاجم به تو هم زبونم
فردا سر قبرم بیای نمونده جز استخونم
واسه اولین بار با تو قهرم
با تو قهرم اگه نیای سر قبرم
واست ارزش نداشتم باز قلبمو شکستی
میدونم حالا پیشه غریبه ها نشستی
دیگه نمیاد اون بی وفا آیی ای خدا
آیی ای خدا
زجر زجه دیگه بسه
روحم زجسمم کن جدا


نديدم بهاري محبت ز ياري دلم غرق خون شد عجب روزگاري
زندگي زيباست نه به زيبايي حقيقت... حقيقت تلخ
است نه به تلخي جدايي... جدايي سخت است نه به سختي
تنهايي... نگاهي آشنا به ياس کردم ... تو را در
برگ گل احساس کردم ... خلاصه در کلاس ناز چشمت ... دو واحد
عاشقي را پاس کردم

اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين
كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده
كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز
واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت
نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب
باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش
بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما
ميشکنه

دوست داري ولي با چتر ميري زيرش... ميگي پرنده رو دوست
داري ولي تو قفس ميندازيش... چه جوري ميتونم نترسم وقتي
ميگي دوستم داري؟؟؟



اگه گریه بزاره مینویسم
کدوم لحضه تو از من جدا کرد
نگو اصلا نفهمیدی نگو نه
تو بودی اون که دستامو رها کرد
خودت گفتی خدا حافظ تموم شد
منو تو سهممون از عشق این بود
خود تو حرمته عشقو شکستی
بریدی اخر غصه همین بود
اگه مهلت بدی یادت میارم
که روزایو که بی تو عینه شب بود
تمومه سهمت از دنیا عزیزم
بزار یادت بیارم یک وجب بود
بهت دادم تمومه اسمونو
خودم ماهت شدم اروم بگیری
حالاستارها دورت نشستن
منو ابری گذاشتی داری میری
بیا برگرد از این بنبسته بی عشق
بزار این غصه این جوری نباشه
اخه بزر جدای را چراتو
چرا دستای تو باید بپاشه
خداحافظ نوشتن کار من نیست
اخه خیلی با هات ناگفته دارم
اگه گریه بزاره مینویسم
اگه مهلت بدی یادت میارم
اگه گریه بزاره مینویسم
کدوم لحظه تو رو از من جدا کرد
نگو اصلا نفهمیدی نگو نه
تو بودی اون که دستامو رها کرد
خودت گفتی خدا حافظ تموم شد
من و تو سهممون از عشق این بود
خودتو حرمته عشقو شکستی
بریدی اخره قصه همین بود

نیمه جانی دارم و آن را فدایت می کنم
اشکهای دیدگانم را عطایت می کنم
خوبرویان گرچه مشهورند در دلدادگی
من ولی از جمله خوبان جدایت می کنم
تو چون شیرین ومن با تیشه ی عشقت شبی
بیستون سینه ام را خاک پایت می کنم
چشمان من غریق اشک هجران تو شد
با تمام خستگی هایم صدایت می کنم
نازنینا زندگی را بهر چشمان تو باختم
بازهم هر لحظه و هر دم دعایت می کنم

بزرگي بود
و از اهالي امروز بود
و با تمام افقهاي باز نسبت داشت
و لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميد.
***
صداش
به شكل حزن پريشان واقعيت بود
و پلك هاش
مسير نبض عناصر را
به ما نشان داد
و دست هاش
هواي صاف سخاوت را
ورق زد
و مهرباني را
به سمت ما كوچاند
***
به شكل خلوت خود بود
و عاشقانه ترين انحناي وقت خودش را
براي آينه تفسير كرد.
و او به شيوه باران پر از طراوت تكرار بود
و او به سبك درخت
ميان عافيت نور منتشر ميشد.
هميشه رشته صحبت را
به چفت آب گره مي زد.
براي ما، يك شب
سجود سبز محبت را
چنان صريح ادا كرد
كه ما به عاطفه سطح خاك دست كشيديم
و مثل لهجه يك سطل آب تازه شديم.
***
و بارها ديديم
كه با چقدر سبد
براي چيدن يك خوشه بشارت رفت.
***
ولي نشد
كه روبروي وضوح كبوتران بنشيند
و رفت تا لب هيچ
و پشت حوصله نورها دراز كشيد
و هيچ فكر نكرد
كه ما ميان پريشاني تلفظ درها
براي خوردن يك سيب
چقدر تنها مانديم

آن چه به پروردگار مديونيم , دوست داشتن ديگران است
دل تاري است كه وقتي بشكند بهتر مي نوازد
ملت عشق از همه دینها جداست
* عاشقان را مذهب و ملت خداست
نامی نداشت. نامش تنها انسان بود؛
و تنها دارايی اش تنهايی اش
آن چه به پروردگار مديونيم , دوست داشتن ديگران است
